العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
161
شرح كشف المراد ( فارسى )
دومين مسأله عرفان انسان كامل است نمونه انسان كامل انبيائند و كاملترين آنها رسول اكرم است و آنچه عرفان در اين باب به او بها داده طهارت ضمير است كه تا انسان طاهر الضمير نباشد رسيدن به مقام موحد كامل برايش ميسور نيست : دم على الطهارة يوسع عليك الرزق يعنى براى نيل به رزق باطن طهارت باطن لازم است . در پايان عقيده ما در اين باب همان سخن مولاى عارفان على ( عليه السلام ) كه مىفرمايد : مع كل شيء لا بمقارنة و غير كل شيء لا بمزايله و باز مىفرمايد : داخل فى الاشياء لا بالممازجة و خارج عن الاشياء لا بالمبانية . ( 8 - خداوند در جهتى نيست ) هشتم از صفات سلبيه خداوند آنست كه : واجب الوجود بودن حق مقتضى است كه او داراى جهت نباشد و مقصود از جهت عبارتست از سمتى كه قابل اشارهء حسيه است و اهل هيئت جهات را به چهار جهت منقسم مىدانند : ( مشرق - مغرب - شمال - جنوب ) و اهل حكمت جهات را به شش جهت تقسيم مىكنند : ( يمين و يسار ، امام و خلف ، فوق و تحت ) حال ما معتقديم كه خداوند در جهتى نيست و نمىتوان گفت خداوند در جهت بالاى سر ما است و دو دليل هم داريم : 1 - هر موجودى كه داراى جهت باشد قابل اشارهء حسيه است و هر موجودى كه قابل اشارهء حسيه باشد او مادّى خواهد بود و قد ثبت كه ذات حق فراتر از ماده و ما وراء مادى است پس داراى جهت نيست . 2 - هر موجودى كه در جهتى از جهات ست باشد محلّ براى اكوان اربعهء حادثه است زيرا ياد و آن پشت سر هم در آن جهت معين مىماند پس ساكن خواهد بود يا در آن بعدى از آن نقطه به نقطه ديگر منتقل مىشود پس